اولین چالشی که هر فرد برای شروع فرآیند ارائه و اظهار دعوی (چه به صورت حقوقی و چه به صورت غیرحقوقی) با آن مواجه میشود، مربوط به تعیین عنوان دقیق موضوعی است که قصد پیگیری آن را دارد. به طور ساده تر، او باید مصداق مسئله خود را در مقررات و قوانین مختلف شناسایی کند و تشخیص دهد که این مسئله به کدام یک از انواع دعاوی تعلق دارد، تا بتواند دادگاه مناسب برای ارائه دعوای خود را انتخاب کند.
معنای لغوی و حقوقی «دعوی»
در اصطلاحات مختلف واژه “دعوا” به معانی گوناگونی، از جمله: ادعا کردن، خواستن، نزاع و دادخواهی اشاره دارد. این واژه در فرهنگ مشخصی به کار رفته و در حوزه های مختلف معانی آن ارائه شده است. از نظر حقوقی نیز، حقوقدانان تعاریف متنوعی برای این اصطلاح ارائه دادهاند که با معنای لفظی آن همخوانی دارد.
بر اساس تعریفی که دکتر عبدالله شمس، یکی از نمایندگان برجسته حقوق، در جلد اول کتاب خود به نام “آیین دادرسی مدنی” ارائه کرده است، دعوی در حوزه حقوق به معنای توانایی قانونی است که بر اساس آن، مدعی حق تضییع یا انکار شده می تواند به مراجع مختصر ذی صلاح مراجعه کرده و تصمیم گیری در مورد وجود یا عدم وجود این ادعا را از آنان بخواهد. از این مراجع، مدعی می تواند ترتیب آثار حقوقی مرتبط را درخواست نماید.
دعوی حقوقی چیست؟
اصطلاحاً، دعوی حقوقی به آن دسته از دعاوی اشاره دارد که هدف اصلی آنها تحقق مالی، اثبات رابطه و کیفیت یک رابطه حقوقی و شرایط یک شخص نسبت به دیگری یا مال است. در این نوع دعاوی، مسائل مرتبط با مالیات و احقاق حقوق به بحرانی پیش می آیند و صحبت از مجازات فرد مذکور در آراء صادر شده در این زمینه ها اغلب مورد توجه قرار نمی گیرد. دعوای حقوقی از اختلافات فردی درباره حقوق و تعهدات خود نسبت به دیگران به وجود میآید.
دسته بندی دعاوی حقوقی و کیفری، یک سیستم دسته بندی است که برای تمیز دادن انواع دعاوی به کار می رود. دعاوی حقوقی در مقابل دعاوی کیفری قرار میگیرند و هدف از این تقسیم بندی نشان دادن تفاوت میان دعاوی مالی و کیفری است. دعوای کیفری به تسلی و تشفی خاطره فردی که به جرم متهم شده است متمرکز است، در حالیکه هدف اصلی از دعاوای حقوقی به دستآوردن مال یا تنظیم روابط با شخص دیگری است.
دعاوی حقوقی از این منظر نیز اهمیت دارند، زیرا وظیفه تنظیم روابط مالی اجتماعی افراد را برعهده دارند و وضعیت و ویژگی های هر شخص نسبت به سایر افراد اجتماع را مشخص می کنند. این دعاوی به حمایت از مالکیت خصوصی و حقوق افراد بر روی دارایی خود و خانواده شان می پردازند، زیرا در صورتی که چارچوبی برای حل اختلافات مالی وجود نداشته باشد، احترام به مالکیت خصوصی مورد نظر نخواهد بود.
مراجع رسیدگی کننده به دعاوی حقوقی
دعاوی حقوقی به تناسب میزان خواسته و نوع دعوا در مراجع مختلف ثبت و رسیدگی می شوند و این مراجع برای رسیدگی به دعاوی حقوقی صلاحیت دارند.
-
شورای حل اختلاف
در حال حاضر، دعاوی مالی که خواسته آن ها تا سقف ۲۰ میلیون تومان باشد، در شورای حل اختلاف مالی مطرح می شوند. این شورا همچنین صلاحیت رسیدگی به برخی دعاوی غیر مالی؛ از جمله دعاوی تأمین دلیل از طریق وکیل، صدور دستور فوری تخلیه در صورتی که موضوع سرقفلی نباشد و صدور گواهی حصر وراثت را دارد.
-
دادگاه های عمومی حقوقی
دعاوی حقوقی که ارزش خواسته آن ها بیش از ۲۰ میلیون تومان باشد، باید در دادگاه های عمومی حقوقی مطرح شوند. البته برخی از دعاوی، مانند رسیدگی به دعاوی با موضوع مال غیر منقول، تنها در صلاحیت دادگاه عمومی حقوقی قرار دارند.
-
دادگاه تجدید نظر
پس از صدور رای بدوی در پرونده های حقوقی، این پرونده ها ظرف ۲۰ روز قابل تجدید نظر خواهی در مراجع تجدید نظر می باشند. مرجع تجدید نظر از آرای صادره از شورای حل اختلاف دادگاه عمومی حقوقی در همان حوزه قضایی است که رای صادر شده در آن حوزه قطعی است.
-
مرجع رسیدگی به تجدید نظرخواهی
این مرجع، از آراء صادر شده از دادگاه حقوقی بدوی و دادگاه تجدید نظر استان مربوطه خود پیروی می کند. محکوم علیه در مدت بیست روز باید قوانین آیین دادرسی مدنی را در خصوص تجدید نظر خواهی رعایت نماید.
رسیدگی در دادگاه تجدید نظر به صورت غیر حضوری انجام می شود و تبادل لوایح در این فرآیند صورت می گیرد. رای صادر شده از دادگاه تجدید نظر قطعی بوده و تجدید نظر خواهی از طریق روش های عادی قابل رسیدگی نمی باشد.
مصادیق و نمونه های دعاوی حقوقی
مراجع صالح برای رسیدگی به موارد زیر، دادگاههای عمومی دادگستری می باشند، که تشریفات و نحوه رسیدگی به این دعاوی در قانون آیین دادرسی مدنی واضحاً تعریف شده است:
- دعاوی مشتق از قرارداد:
کلیه دعاوی ناشی از قراردادها از جمله انواع عقود مانند عقد بیع، اجاره، رهن، وکالت، قرض، صلح، شرکت، مزارعه، و مضاربه.
- دعاوی ملکی:
شامل دعاوی مرتبط با املاک و ملکی چون خلع ید، تخلیه ید، رفع تصرف عدوانی، مزاحمت، افراز، تفکیک، تقسیم، دعاوی پرونده های ثبتی و سایر دعاوی ملکی. شما میتوانید برای پیشبرد دعاوی ملکی خود به یک وکیل ملکی مراجعه کنید.
- دعاوی اجاره تجاری:
همچون مطالبه اجاره بها، تخلیه تجاری، تجویز انتقال منافع، مطالبه سرقفلی، و حق کسب و پیشه.
- دعاوی تجاری:
شامل دعاوی مرتبط با تجار و شرکت های تجاری چون ورشکستگی، تصفیه شرکت ها، مطالبه وجه اسناد تجاری (چک و سفته)، ابطال تصمیمات مجامع عمومی، انحلال شرکت و سایر دعاوی موضوع قانون تجارت.
- دعاوی خانوادگی:
کلیه دعاوی خانوادگی و به تعبیر عام دعاوی در صلاحیت دادگاه خانواده از جمله دعوای طلاق، نفقه، اجرت المثل و حضانت. بهترین وکیل خانواده تهران به طور خاص بر روی این حوزههای متمرکز هستند
- دعاوی ثبتی و اسناد رسمی:
از جمله تغییر نام، تغییر نام خانوادگی، تغییر سن، درخواست اجرای ثبت، و اعتراض به آن.
این دعاوی نمایانگر گستره و تنوع حوزه هایی است که دادگاه های عمومی دادگستری مسئولیت رسیدگی به آن ها را بر عهده دارند و در قانون آیین دادرسی مدنی به دقت شرایط و رویه های آن ها تعریف شده است.
تفاوت های مهم بین دعاوی حقوقی و کیفری
الف. تفاوت در طرح دعوی
یکی از جوانب مهم تمایز دعاوی حقوقی و کیفری، نحوه طرح این دعاوی است. در دعاوی حقوقی، طرح دعوی نیازمند تنظیم و تقدیم دادخواست است. این میتواند شامل تنظیم و تقدیم درخواست در برخی موارد قانونی نیز باشد. اما در دعاوی کیفری، شکوائیه باید تنظیم شود و امکان طرح شکایت بدون پرداخت هزینه های دادرسی وجود ندارد. هزینه های دادرسی در دعاوی حقوقی متغیر بوده و بر اساس بهای خواسته تعیین می شود.
ب. تفاوت در مرجع صالح برای رسیدگی
یکی از تمایزهای اصلی میان دعاوی حقوقی و کیفری، مرجع قضایی صالح برای رسیدگی به هرکدام از این دعاوی است. در دعاوی حقوقی، دادگاه های حقوقی صلاحیت رسیدگی دارند و نهاد دادسرا در این دعاوی نقشی ندارد. در دعاوی کیفری، شکوائیه باید به دادسرا تقدیم شود و پس از تحقیقات اولیه، پرونده به دادگاه های کیفری ارجاع می شود.
پ. تفاوت در اسباب طرح دعاوی
تمایز دیگر بین دعاوی حقوقی و کیفری به سبب طرح هرکدام از این دعاوی باز می گردد. دعاوی کیفری زمانی محمل قانونی دارند که رفتار انجام شده به تضییع حقوق دیگران منجر شده و عنوان جرمانه داشته باشد. این رفتار باید تحت لایحه جرم انگاری شده باشد. اگر تضییع حقوق با رفتاری صورت گرفته که به عنوان جرم محسوب نشده باشد، طرح دعوای حقوقی تنها گزینه باقی مانده برای احقاق حقوق می شود.
ت. تفاوت در نتیجه و اثر مترتب بر دعاوی
تفاوت دیگر میان دعاوی حقوقی و کیفری در نتیجه و اثر مترتب بر هر یک از این دعاوی قرار دارد. در دعاوی کیفری، در صورت صدور حکم محکومیت، شخص محکوم نه تنها موظف به جبران آسیب وارده به طرف مقابل می شود بلکه مجازات قانونی نرا نیز را تحمل می کند. در حالی که در دعاوی حقوقی، انتظار صدور حکم مجازات بر عهده دادرس نیست و ضمانت اجرایی به نحوی دیگر انجام می شود. در کل، این تفاوت ها نشان دهنده ویژگی ها و ابعاد مختلف دعاوی حقوقی و کیفری می باشند.
تفاوت دعوای حقوقی و کیفری چیست؟
امروزه یکی از اصلی ترین مواردی که مراجعین دادگستری و دادگاه به صورت گسترده با آن مواجه هستند، تفکیک و تفاوت بین دعاوی حقوقی و دعاوی کیفری است که به خاطر آن تفاوت بین شکایت حقوقی و شکایت کیفری و تفاوت داد خواست با شکواییه و تفاوت بین دادگاه حقوقی و دادگاه کیفری وجود دارد. پس تا اخر مقاله همراه ما باشید تا تفاوت این دو را به صورت اصولی شرح دادیم.
دعوا چیست؟
دعوا عبارت است از توانایی قانونی که بر اساس آن فردی که حقش تضییع یا ضایع شده، می تواند به مراجع ذی صلاح مانند دادگاه یا دادگستری مراجعه نماید و با وارد بودن یا نبودن، این ادعا را در معرض قضاوت بگذارد و آثار قانونی مربوطه را درخواست نماید؛ همچنین دعوا زمانی شکل می گیرد که حق قانونی و مشروعی، مورد انکار یا تجاوز واقع شده، و به صورت ادعایی وجود داشته باشد. در این صورت مدعی حق می تواند برای گرفتن حق خود اقدام کند.
دعاوی حقوقی چیست؟
دعاوی حقوقی مرتبط به حقوق افراد جامعه و جبران خسارت ناشی از نقض کردن آن در جامعه است. دعوا های حقوفی اغلب در قانون مدنی کشور های مختلف مشخص شده است. و به دو دسته اموال و اشخاص تقسیم میگردد. در دسته اموال موضوعاتی از قبیل مالکیت و حقوق افراد بر اموالشان، قرارداد خرید و فروش، اجاره، رهن، مطالبه طلب و یا امور مربوط به مسائل وصیت، ارث و … مطرح خواهد شد. همچنین در دسته مربوط به اشخاص، گزینه هایی که مرتبط به امور شخصی افراد می شود، مانند تابعیت، ازدواج، طلاق، حضانت و … تعیین شده است.
دعاوی کیفری چیست؟
دعاوی کیفری زمانی مطرح می گردد که یکی از عناوینی که در قانون مجازات اسلامی جرم شناخته شده و برای آن مجازات تعیین شود. مانند: قتل، کلاهبرداری، خیانت در امانت، جعل، فحاشی و… می باشد.
اگر درگیر پرونده خیانت در امانت هستید میتوانید از یک وکیل خیانت در امانت مشورت بگیرید.
فرق حقوقی و کیفری
-
تفاوت دعاوی کیفری و حقوقی در نحوه طرح دعوا
یکی از اصلی ترین و بزرگ ترین تفاوت های دعاوی حقوقی و کیفری نحوه طرح این دو است. اقامه دعوای حقوقی نیازمند تنظیم و تقدیم دادخواست و در برخی از موارد قانونی، نیازمند تنظیم و تقدیم درخواست به دادگاه می باشد. اما در طرح دعوای کیفری ابتدا باید یک شکایت تنظیم شود. بنابر این، شما نمی توانید اموری را که فاقد جنبه کیفری هستند را، از طریق طرح شکایت مورد پیگیری قرار دهید.
-
تفاوت دعوا های حقوقی و کیفری در مرجع صالح به رسیدگی
یکی دیگر از وجوه تمایز بسیار مهم میان دعاوی حقوقی و کیفری، مرجع قضایی صالح برای رسیدگی به هر یک از آن ها می باشد. که مرجع صالح برای طرح شکایت، دادسرا است. البته این شکایت ها نیز ممکن است، پیش ضابطان دادگستری (مانند افسران و درجه داران نیروی انتظامی) صورت بگیرد.
-
فرق دعاوی حقوقی و کیفری در اسباب طرح دعاوی
از دیگر تفاوت های دعاوی حقوقی و کیفری می توان به سبب طرح هر یک از این دعاوی اشاره کرد. به این معنا که دعوای کیفری که با تنظیم شکایت نامه باید طرح شود، برای موقعیتی است که موضوع جنبه کیفری دارد. به عبارت بهتر، در صورتی که شخصی ادعا داشته باشد، حقی از وی ضایع شده و تضییع این حق با رفتاری صورت گرفته باشد که قانونگذار آن را جرم انگاری کرده است، شخص مدعی باید با طرح دعوای کیفری در راستای احقاق حق خود گام بردارد. همچنین منظور از جرم رفتاری است که قانون گذار در قانون مجازات اسلامی یا قوانین دیگر برای آن مجازات هایی را در نظر گرفته است. حال اگر ضایع شدن حق با رفتاری صورت گرفته باشد که قانون گذار آن را به عنوان جرم تشخیص دهد، تنها راه برای احقاق حق طرح دعوای حقوقی از طریق تنظیم داد خواست خواهد بود.
-
نتیجه و اثر مترتب
تفاوت بین دعاوی حقوقی و کیفری دیگری که وجود دارد، نتیجه و اثر مترتب بر هر یک از این دعاوی می باشد. همان طور که گفتیم، طرح دعاوی کیفری زمانی محمل قانونی دارد که رفتار انجام شده که به تضییع حقوق دیگری انجامیده است، دارای عنوان مجرمانه باشد؛ به این معنی که قانون گذار آن را جرم انگاری نموده و برای آن مجازات در نظر گرفته باشد. مهم ترین اثر مترتب بر طرح دعوای کیفری آن است که در صورت صدور حکم محکومیت، شخص محکوم علاوه بر اینکه ملزم می گردد که آسیب وارده بر طرف مقابل را جبران نماید، به تحمل مجازات قانونی نیز محکوم می شود. این در حالی است که در دعاوی حقوقی، نمی توان از دادرس انتظار صدور حکم مجازات شخص محکوم را داشت. زیرا اساساً نه وی صلاحیت صدور چنین حکمی را دارد و نه آن که رفتار ارتکاب یافته جنبه مجرمانه دارد که منجر به صدور حکم مجازات برای محکوم شود.





بدون نظر